تبليغاتX
جفنگ نامه

جفنگ نامه

!!تو ببر که آشنایی!!

::سر در وبلاگ::

 

درباره

بزرگ جفنگ نویسان و جفنگ گویان شهریار

 

قالب رو این ساخته

 

هوای ما رو داره

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

!-- Begin WebGozar.com Counter code --> New Page 1

خیانت (تقدیم با عشق به خواننده خائنی که خیانت رو خوند)

 

فکر می­کنم همه ما داستان چوپان دروغگو رو شنیده باشیم و خوانده باشیم و

البته یادمون هم مونده...

چند وقتی هست که این قصه دوره دبستان در عالم موسیقی تکرار میشه، البته مثل همه چیز که تو این مدت به هر حال پیشرفت داشته و به قول معروف ورژنهای بالاتری اومده، این داستان در زمان ما هم تقریباً به روز شده و شاید خیلی امروزی شده...

داستان ما از آنجا آغاز شد که چند سال پیش یک خواننده با استعداد ( البته تا اینجا فقط از جهت خوانندگی و آهنگسازی و بعداً  استعداد های دیگری هم ظاهر شد! ) چند ترک از آهنگ­هاش بر روی اینترنت قرار گرفت و البته مورد استقبال هم واقع شده و اگر بی انصاف نباشم کارهای خوبی بود و صدای محزونش هم خیلی دلنشین بود. تا اینکه خواننده از همکاری با شاعر ابراز ندامت کرد و.....

و اما مدتی بعد از خیانت دوستان گفت و اینکه  بی اجازه اون ترک­ها رو بیرون دادند.خوب همه ما غصه دار شدیم و گفتیم چرا باید دوستی  در حق دوستش اینکار رو بکنه و  ما هنرمندیم!  و اینکارا بعید و...    

 خلاصه همه سعی کردیم کمکی بکنیم و البته ایشون هم عجب قدر دونستند!!!!!!!!!!

 

اما این ماجرا به دفعات تکرار شد و هر دفعه هم با جمله:

 

خیانت جدید در حق آقای.......(شما بخونین محسن چاووشي)

                             محسن چاووشي ترانه دزد

مواجه شدیم، اما دیگه همه متوجه شدند که تقریبا این همون ماجرای چوپان دروغگوهست و خوب عجیب به نظر میرسید که این اتفاق چندین بار برای یک نفر تکرار بشه و البته همیشه هم، نسخه اصلی و ادیت و تنظیم نهایی با بهترین کیفیت!

و جدای این مطلب گاهی این دوست عزیز متاسفانه شاعر رو هم فراموش می­کنند و شاعر از خانم به آقا و از شهری به شهر دیگه و  ...  تغییر می­کنه. البته اشتباه نکنید این هم تقصیر دوستان خائن ایشون بوده و عمدی در کار نیست!!!!!

و اما اینبار هم باز تکرار شد. ترکی از ایشون بیرون اومده که با بهترین کیفیت هست و البته تا اونجائی که به خاطر دارم فقط دست خودشون بوده. بله بله حتماً باز ایشون بی تقصیر بودند و دوستان بی اجازه! کار رو به سایت های موسیقی دادند اما:

 

دوست خواننده عزیز ما!

اینبار کاملا اشتباه کردید این ترانه به دیگری واگذار شده و و البته مجوز وزارت ارشاد رو هم داره و شما هم که وعده کار و آلبوم مجوز دار داده بودید، اگر صحت داشته باشه (که البته بعید به نظر میرسه! ) بهتر خودتون رو برای پاسخگویی به خواننده و ترانه سرا آماده کنید چون داستان چوپان دروغگو هم یک جا به آخر رسید و نوبت شما هم بالاخره رسیده که به داستان خواننده دروغگو پایان بدید . به هر حال منتظر اخطار کتبی باشید.


+ نوشته شده جمعه 1387/04/07 ساعت 4:39 PM توسط حاج محمد جفنگی | 

به خیر گذشت.............

موضوع: 

 چند ساعت پیش رفتم گیم نت دوستم

باهاش کار داشتم....

ماشین رو پارک کردم جلو در رفتم بالا...

سرم به اینترنت گرم بود.....

بروبچز داشتن می رفتن که بدو بدو اومدن دنبالم که بدو دو نفر با موتور کنار ماشین بودن

تا ما رو دیدن اونی که پیاده بود از بغل ماشینت پرید پشت موتور و رفت....

دویدم بیام خونه چاقو بردارم که بریم دنبالشون که بابام گفت وایسا بیام

خلاصه هر چی گشتیم نبودن

بابام می گفت اینا امشب توی شهریار آفتابی نمی شن

یا رفتن اندیشه یا مارلیک

شایدم از سمت برد آباد یا اکبر آباد اومده بودن...

الان رفتن همون جا......

شانس آوردن..... البته منم شانس آوردم رخش رو از دست ندادم....(شایدم ضبط دزد بودن)

ولی شاید در شب های بعدی گیرشون بندازیم


+ نوشته شده سه شنبه 1387/04/04 ساعت 4:8 AM توسط حاج محمد جفنگی | 

آگهی استخدام منشی شرکتهای خصوصی طبق معیارهای سردار رادان !

موضوع: 

 
 

سردار رادان : پوشش خانمهای منشی شاغل در شرکتها باید مطابق با معیارهای اعلام شده از طرف ما باشد و آگهی های استخدام نیز نباید دارای جملاتی مانند "ظاهری آراسته" یا "خوش برخورد" باشد .
(برنامه تلویزیونی مثلث شیشه ای)


خواهرم حجابت

برادرم شرکتت

را حفظ کن !

در همین راستا ما بدلیل اینکه یک شرکت خصوصی دو نبش داریم و اتفاقاً خیلی هم به منشی احتیاج داریم اقدام به درج آگهی استخدام زیر در روزنامه های کثیر الانتشار نمودیم باشد که بقیه شرکت داران هم از ما یاد بگیرند الهی آمین !

به یک حاجیه خانم ترجیحاً بازنشسته وزارت اطلاعات کاملاً بیسواد دارای ۱۸ فرزند شهید ، سه شوهر مفقود الاثر ، ۱۷ برادر جانباز و ۱۲ خواهر آزاده کاملاً وارد به باز و بسته کردن مسلسل با یک جلد شناسنامه ممهور به مهر کلیه انتخاباتهای برگزار شده و سابقه کافی در کتک زدن دخترهای ژیگول دور میادین و زیر ایستگاههای مترو که بشدت بوی گند تخم مرغ آپ پز با پیاز گندیده بدهد و در محل کار مرتباً یا آروغ بزند یا دهنش بوی سیر بدهد و دماغش هم یکجوری باشد که یا مثل بقیه جاهایش معلوم نباشد و یا اگر معلوم بود عین منقار باشد جوریکه اگر کسی او را در جای تاریک ببیند از ترس حتماً پاپیون بنماید و نیز اینقدر زائیده باشد که برای نشستن مجبور باشد دوتا صندلی زیرش بگذارد و تابحال سزارین هم ننموده باشد یا اگر نموده باشد سینه هایش با مشک حضرت عباس زیاد فرقی نکند جوری که بجای سوتین از چتر نجات استفاده بنماید و عقلش هم اینقدر برسد که وقتی یکی وارد شرکت میشود اول بزند توی گوشش بعد خشتکش را سرش عمامه کند و اگر خدای نکرده ارباب رجوع خانم بود اول او را ببرد پزشکی قانونی ببیند آره یا نه و اگر آره شوهر دارد یا نه و اگر دارد چندتا الآن دارد چندتا قبلاً داشته و چندتا میخواهد بعداً داشته باشد و اصلاً آیا شوهر و یا شوهران او اجازه داشته اند که آره و اینا یا خیر و اگر نداشته اند برایشان درجا پرونده تشکیل بدهد تا اراذل و اوباش معلوم بشود و همچنین کاملاً مسلط به بند آوردن تب ۴۲ درجه بوسیله مفاتیح الجنان برای کار در طبقه شصت و چهارم زیر زمین شرکتمان جوری که نامحرم او را هرگز نبیند خیلی نیازمندیم !

واجدین شرایط میتوانند از آلان تا هر وقت که دلشان خواست در کلیه ساعات شبانه روز تشریف بیاورند تا ضمن اشتغال باعث حفظ شرکت ما که چهل سال سابقه دارد ولی دیروز بخاطر فوکول منشی مان داشت بسته میشد ، بشوند و از ثواب معنوی زیادی برخوردار بگردند ! بدیهیست حقوق نامبردگان هر ماه به صندوق صدقات واریز میگردد که راحتتر قابل وصول باشد !

ضمناً به جهت اطلاع عرض مینمائیم که شرکت ما تو کار پشم است !

همینجوری الکی آمین ! ..... داوود ریشو مدیر عامل شرکت پشم درآوری جانبازان مفقود الائمه گوگول آباد !


+ نوشته شده یکشنبه 1387/03/19 ساعت 10:5 AM توسط حاج محمد جفنگی | 

بازم امتحانات........

موضوع: 

 بازم خرداد

آخر ترم.....

فرجه......

پروژه ها.....

امتحانات...................وای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی

تازه همه اینا به اضافه کار

عجب خر تو خری


+ نوشته شده یکشنبه 1387/03/12 ساعت 1:45 PM توسط حاج محمد جفنگی | 

طلوع من تمام شد....!!!!!

موضوع: 

              

                                         از چپ به راست:خودم٬ یاحا کاشانی٬ خانم فولادی وترانه مکرم

خوشحالم که بعد از دو سال دوباره خانم مکرم رو زیارت کردم....

برام خیلی خیلی جالب بود که من رو شناختن....

جاتون خالی بود...

کلی با ایشون گفتگو کردم...

دلشون خیلی پر بود از دست مثلا هنرمندان

همچنین با یاحا آشنا شدم (یاحا امسال از طرف اتفاق تو به عنوان یه پدیده معرفی شد)

خیلی پسر باحالیه....

مطلب جالب دیگه ای که می خواستم بگم و تیتر پست امروزم هست اینه که علی رغم تمام حسادت ها و

مشکلاتی که برای خانم مکرم به وجود اوردن بعضی ها...

خدا رو صد هزار مرتبه شکر چاپ اول کتاب ایشون تموم شد....

و این مطلب نشون دهنده خیلی چیزا بود که بعدا مفصل می گم....

پ.ن۱:خانم مکرم نسبت به من لطف داشتن و منو خجالت زده کردن (وبلاگ ترانه مکرم)

پ.ن۲:کتاب ایشون ((طلوع من)) نام داره که از طرف انتشارات شانی چاپ شد

و احتمالا به زودی چاپ میشه

    


+ نوشته شده جمعه 1387/02/20 ساعت 2:2 AM توسط حاج محمد جفنگی | 

ایرانی..... ایرانی باش.....

موضوع: 

          

           پاینده باد نام خلیج همیشه فارس

اینو نوشتیم برای اون شیوخ محترم که پول نفت رو خوردن  و شکمها رو جلو دادن.....

که از شانسشون تو ایران انقلاب شد و طرحی که قرار بود اینجا بشه توی دبی انجام شد و....

این آقایون که شاه براشون با لنج غذا اینا می فرستاد تا از گشنگی نمی رن....

حالا میان و شاخ می شن...

 


+ نوشته شده پنجشنبه 1387/02/12 ساعت 0:12 AM توسط حاج محمد جفنگی | 

در هم بر هم.....

موضوع: 

 کلافه شدم .....

دارم دیونه می شم....

هر روز ۵-۵.۳۰ صبح پا می شم و ۱۲-۱ بیهوش می شم از خستگی....

کارا هم فعلا درست پیش نمی ره.....

دست تنها هستم....

موندم دفتر وایسم یا برم دانشگاه.....

قاطی کردم


+ نوشته شده شنبه 1387/02/07 ساعت 8:38 AM توسط حاج محمد جفنگی |