تبليغاتX
جفنگ نامه

جفنگ نامه

می بخور , منبر بسوزان , مردم آزاری نکن

سال نو.... شعار های نو

با اینکه ۱۵ روز از سال ۹۱ گذشته به رسم ادب میگم عیدتون مبارک

امیدوارم سال خوبی پیش رو داشته باشید (از باقی تعارفات هم میگذرم)

 

اما موضوعی که می خوام در مودش بحث کنم نام گذاری سال ها و اتفاقات  بعد از اون هستش

۲-۳ سالی میشه که نامی که سال ها یدک می کشند به موضوعات اقتصادی مربوط میشه:

همت مضاعف.... جهاد اقتصادی و امسال هم که تولید ملی و... هستش

من با نفس نام گذاری و محتوای اون مشکلی ندارم

مشکل از روز دوم فروردین شروع میشه به نظر من....

 

مدیران و وزرا و روسا و اتاق های فکر و استراتژیست ها میشینن هی زور می زنند

و هی زور می زنند و آنقدر زور می زنند که به این شعار بال و پر بدهند و از درون آن نظرات 

من در آوردی و حرف های صد من یه غاز در بیاورند و همین طور که به سمت ۲۰ فروردین که پیش

میریم برای شعار مربوطه٬ سمفونی و ترانه و غزل و قصه و کتاب  و هزار کوفت و زهر مار

تولید میشه و باز هم همین طور همه عزیزان مشاهده می کنند تمامی این داستان شعار گونه هست

کم کم مجلس هم باز میشه...جلسات هئیت دولت هم راه میوفته...

آقایون تصمیم میگیرند که کار گروه تشکیل بدن...سازمان براش درست کنن...فراکسیون بسازند

خلاصه با این داستان ها  (به اضافه بودجه سال که الحمد لله هر سال یه جوری میاد که تصویبش به سال بعدی موکول میشه) سر گرم میشن تا تقریبا مرداد و شهریور و همچنان هم شعار ها جریان داره

البته بماند که توی تابستون ماه رمضون هستش و فعالیت های مردم ۷۰-۸۰ درصدی تحلیل میره

خلاصه که پاییز میشه و تا میان که این شعار ها رو عملی بکنن دیگه هوا رو به سردی میره

کم کم محرم و صفر از راه میرسه و دوستان کلا دو ماه کرکره ها رو میکش پائین 

صفر هم که تموم بشه حالا می خوان بودجه سال بعد رو بنویسن و بعدش هم که شب عیده و.......

 

خلاصه که روز از نو روزی از نو.... و این داستان باز و باز تکرار میشود

فقط این وسط یه مقدار رادیو و تلویزیون و بعضی رسانه های وابسته گروه های مختلف حزبی شروع میکنن به بوق و کرنا کردن که:

ای ملت ایران رئیس فلان اداره امروز فیل هوا کردن....در راستای تحقق شعار سال

آی مردم ....ما براتون خبر خوش داریم که کامتون شیرین بشه....توالت های مسجد شاه(بازار تهران)

رو با همت نخبگان و تولید گران داخلی به صورت تماما دیجیتالی در آوردیم...

 

دوستان خیال پرداز و عاشق میکروفون و مصاحبه مثل استاد !! قدیری ابیانه و یا از ما بهترونی مثل برادر عزیزمان ملک التجار!! جناب عسگر اولادی هم میان رادیو اقتصاد

و قصه حسین کرد تعریف می کنن و هی میگن :ملت چرا کار نمی کنین...بیاین کار کردن رو از ما یاد بگیرین ما سقف آسمون و میشکافیم...چرا جوانان ما پای یه مرغ و نمی تونن ببندند و از این حرف ها

بگذریم...اگه بخوام بنویسم باید مثنوی هفتاد من کاغذ بهم ببافم...باورتون نمیشه بعضی روزا که رادیو اقتصاد یا رادیو جوان گوش میدم (بیشتر تو ماشین)٬ از بس که حرف مفت به خورد ملت میدن بعضی ها

دوست دارم سرم رو بکوبم تو شیشه ماشین!!!!

 

همه اینها رو که گفتم خواستم یه سری پیشنهاد های صادقانه به عنوان یه جوون ایرانی که داره توی این مملکت زندگی میکنه و با اصناف مختلف سر و کار داره (مثل خیلی از شما عزیزانی که این مطالب رو می خونید) ارائه کنم و همینطو از همه بخوام که تو کامنت ها بیان و حرف ها شون رو بزنند

۰)اولا باید بگم که از مقامات بالای سیاسی (رئیس جمهور٬رئیس مجلس و وزرا و ...) که بیشتر نقش امضا کننده و ابلاغ کننده قوانین رو دارند این انتظار نمیره که خودشون برن تحقیق کنند و یا دنبال کنند این حرف ها که من می نویسم

اولا چون وقت ندارن...

ثانیا معمولا این کار ها رو به عوامل پائین تر ارجاع می دن که همه می دونیم وقتی کاری رو بدیم کسی دیگه برامون انجام بده چی از آب در میاد....

ثالثا این جور مقامات نمی تونن هر روز با کلی محافظ و خدم و حشم به این طرف و اون طرف س بزنن

در نتیجه  روی صحبتم با کارمندان جز ٬مدیران میانی٬مدیران کل و...تا معاونین وزیران هستش

البته افرادی هم که ادعای فکر کردن و استراتژی تولید کردن دارند هم مشمول این داستانند...

بیشتر دوستان مجلس نشین هم بدلیل اینکه تو اقتصاد سر رشته ندارند از موضوع معافند

۱) وجدانا چند نفر از شما عزیزان می دونن که از بین عناصر موجود در جدول مندلیف

خبیث و فراماسونر!!! کدوم رو تو ایران داریم و کدوم رو باید وارد کرد؟

۲) چند درصد از شما دوستان می دونین همه که برای کالا های واسطه ایی که تو تولید کالا های دیگه

استفاده میشه نباید گمرکی زیادی گذاشت؟

۳) چند درصد از شما به این نتیجه رسیدید که باید سوبسید یا همون یارانه رو به تولید کننده میدادین

و نه به مصرف کننده تا قیمت تموم شده پائین بیاد و قدرت رقابت بالا بره و همین طور صادرات بیشتر بشه (مثل کشور دوست و برادرمون چین)

۴) کدومتون به این نتیجه رسیده که خود کفایی ۱۰۰ درصد حرف بی معنی هستش و اینکه همه کشور ها باید همه چیز رو خودشون تولید کنند اساسا امکان نداره؟؟

پ.ن: مثال برای دوستانی که باور ندارند می گم که خیلی از کشورها پنبه رو از پاکستان و یا کشور هایی که پنبه کار هستند می خرند 

و یا عرف این هستش که چرم توی ایتالیا معامله میشه همه از اونجا میرن میخرن

یا اینکه همه می دونن که ساعت خوب سوئیسی هستش و بهترین ادکلن ها برای فرانسه هست

و هزار مورد دیگه... که نشون میده هر کسی را بهر کاری ساختند

۵) کیا میدونن که قواعد واردات و صادرات روی یه حساب و کتابی هست و یه انسان عاقل شب نمی خوابه

صبح بیدار بشه یه بخشنامه صادر کنه

مثلا سر موضوع واردات میوه که اول بیرویه وارد شد و بعد یه دفعه ممنوع شد

آخه برادر من این موضوعات رو حساب کتاب و ضابطه هستش...مثل همه کشورهای دیگه

میوه هایی که نداریم  و یا آب و هوای ما برای تولیدش مناسب نیست و کشت گل خونه ایی هم توجیه نداره

مثلا انبه٬ آواکادو٬ پاپایا٫ رامبوتان و... رو می تونیم وارد کنیم

یا اینکه وقتی فصل میوه ایی تو کشورمون تموم شده هیچ اشکالی نداره برای حفظ تنوع بازار واردات کنیم

مثلا زمستون بریم از انگور یا گلابی بیاریم....تابستون بریم پرتقال وارد کنیم

۶) آیا هنوز به این نتیجه نرسیدین که برای بالا رفتن تولید باید به تحقیق و پژوهش بها بدین و به جای ساختن اسمهای من درآوردی مثل مشاغل شرکت های دانش بنیان و... 

 بیاین و وام خیلی کم بهره و یا بی بهره و حتی بلا عوض به کار آفرینان و محققین و افراد خلاق بدید٬ به جای اینکه کاغذ بازی رو زیاد کنید و وقتی کسی ایده ایی داره باید از هفت خان رستم بگذره یا از اون طرحی که داره!!! تازه اگه اون بنده خدا شانس بیاه و وقتی طرحش ثمر داد ازش استقبال بشه و یا دزدیده نشه

که دیگه طرف کلا به خاک سیاه میشینه 

گفتنی زیاده ولی برای جلوگیری از سر رفتن حوصله ادامه حرف ها باشه برای بعد

البته خوشحال میشم که همه عزیزان یا هر دیگاهی بیاد نظر بده

 

کلام آخر: پیامم به افرادی که مثل استاد!!! دکتر!!! حسن عباسی و وارث بر حقش رائفی پور فکر

می کنند همه مشکلات ما از دشمن خارجی است٬ اینه که اول به خودمون و بعد به دور و بر خودمون نگاه کنیم وقتی همه اینا رو حل کردیم  بریم دنبال اون دشمن خارجیه!!

 

 

والسلام


برچسب‌ها: تولید ملی, شعار سال 91, شعار ها و وعده ها

آفرین به فرهادی....پیام حاج ممد جفنگی ((دامن برکاته!!!))

شنیدن خبر گرفتن اسکار توسط فرهادی برای فیلم

((جدایی نادر از سیمین))

بسیار مار را مشعوف کرد... به او و کلیه عوامل فیلم تبریک میگیم

خوشحالیم که ملت ایران هم خوشحالند و خوشحالیم که دماغ برخی از دشمنان سوخته است

باشد که بقیه فیلم ساز های ما به جای فیلم های آب دوغ خیاری فیلم های خوب خوب

بسازند... به حسودان هم توصیه می کنیم از حسادت و عداوت با فرهادی دست بردارند

 

 

والسلام               

حاج ممد جفنگی          


امان از دست این گلشیفته.....

از صبح تقریبا که عکس گلشیفته اومده بیرون... کل شبکه های اجتماعی و سایت های داخلی و

خارجی فارسی زبون ریخته به هم......

یکی میگه دمت گرم...اون یکی میگه ننگت باد......گویا پدر و مادرش گفتن فتوشاپیه و قلابی

فیس بوک هم که جای خود داره....بعضی گفتن مثل اون دختر مصریه برای اعتراض این کارو کرده و

هزار و یک تحلیل دیگه.....

 

میگن که (چون خودم نمیدونم و ندیدم) یه فیلمی بوده که برای جشنواره سزار که مثل اسکاره و

تو ایتالیا برگزار میشه.... یه فیلمی رو براش آماده کردن که هر کسی میاد و راجع به احساسش حرف

میزنه و از قضا گلشیفته فراهانی هم در مورد عشق صحبت کرده و.......

یه جا خوندم که نوشته بود : وقتی کسی می خواد از عشق و احساسش از عشق بگه باید عریان صحبت کنه

و بدن عریان نمادشه و از این حرفهای مثلا رمانتیک.....

من الان کاری به درست و غلطی این حرکت و موضوع ندارم.... آدما خودشون پاسخ گوی اعمالشون در برابر

خدا و وجدانشون هستن ولی به نظر من:

هر هنرمندی اول از همه باید به هنجار ها و اخلاقیات جامعه خودش احنرام بگذاره

اگه قراره هنجار شکنی یا اعتراض و یا تابو شکنی صورت بگیره.... خیلی اخلاقیات زشت توی جامعه ما

ریشه  کرده که اول از همه برای اونها باید کاری کرد مثلا کودک آزاری....خشونت علیه همسر...

نزاع های خیابونی... لات بازی ...چاقو کشی ....نزول خوری و هزار کار زشت دیگه

 

در ثانی: باز هم من عقیدم اینه.... برای اینکه عشق رو نشون بدی

برهنگی بدن انسان نماد مناسبی نمی تونه باشه.... بلکه این دل و روح و درون انسانه که باید برهنه باشه


وقتی خبرنگارمون از خودمون بی سوادتره.....

یکی از مسائل جالب توی ایران سرانه مطالعه و کتاب خوانی هستش.....

ماشالله.. هزار الله اکبر ما ایرانی ها سال تا سال کتاب نمی خونیم

حالا هر کی یه بهانه ای داره از جمله گرونی کتاب و مشغله کاری و فکری

ولی از طرف دیگه تو بعضی از شغل ها آدم توقع بیشتری از شخص داره که ایشون بیشتر اهل مطالعه باشه

یکی از این شغل ها...خبرنگاری و روزنامه نگاری و از این دست هستش

با توجه به اینکه هر روز اخبار متنوعی توی جهان رخ میده و فعالین رسانه به تحلیل و تفسیر و..

می پردازند... در نتیجه این آدما باید از همه بیشتر بخونن و بدونن ولی متاسفانه......

 

  دوست خبرنگار باسواد ما نمی دونه این علامت تائید هستش

همه ما به عنوان ایرانی از اینکه اصغر فرهادی موفق به دریافت جایزه گلدن گلوب به خاطر فیلم موفق

(( جدایی نادر از سیمین)) شده خوشحالیم... بماند که بعضی باز از روی توهم معروف توطئه و حسادت

حرفهایی زدند.... اما اینکه تو سایتی مثل باشگاه خبرنگران جوان که وابسته به صدا و سیما هستش

و رسانه ای دولتی هست و قاعدتا باید افرادی با علم کافی توی این مکان ها باشند....

متاسفانه شاهدیم که خبرهایی چاپ میشه و به حرف های صد من یه غازی دامن زده میشه

که هر مرغ پخته ای از شنیدن اونها به ریش ن.یسنده کلی میخنده:

متن خبر (متاسفانه بیشتر شبیه جوکه)

اما سوال مهم از این دوست رسانه ای باسواد و با کمالات و سایر دوستانی که خودشون رو مثل ایشون فهمیده میدونن:

اولا جناب عالی چند کلاس سواد داری؟

ثانیا تا حالا چقدر کتاب خوندی؟ و اینکه در مورد فرهنگ های مختلف چقدر میدونی؟

ثالثا شما چند بار به خارج از ایران رفتی و با آدمهای اونجا طرف شدی؟؟؟

رابعا جنابعالی توی عمرتون چیزی به اسم زبان بدن یا Body language شنیدی؟

 

جواب هاتون رو اگه دوست دارید تو کامنت برام بنویسید و مطمئن بدونید من حتما جوابتون رو درج می کنم

برای بالا رفتن سطح معلومات جنابعالی و سایر دوستان عرض می کنم اینو:

دوستان عزیز نشون دادن انگشت شست توی جوامع اروپایی و آمریکا علامت تائید و موافقت با چیزی

یا کسی هستش و شما حتی تو سخرانی های اشخاصی مثل بوش و اوباما و حتی تبلیغات انتخاباتی آمریک

می تونید ببینید که وقتی سخنران حرف خوبی میزنه و شنونده خوشش میاد برای تائید شستش رو نشون میده

(( اگه به حرف شما باشه هزاران نفری که به سخنرانی اوباما میرن انحراف جنسی دارن))

عکس پائینی هم معمولا علامت عالی بودن چیزی رو میرسونه

به عنوان مثال برای نشون دادن خوشمزه بودن خوراکی و یا تایئد کیفیت چیزی توی تبلیغات از این علامت استفاده میشه

  این علامت برای تصدیق و تائید و یا عالی یا خوشمزه بودن چیزی به کار میره

پس با توجه به مطالب گفته شده در بالا....

 جودی فاستر به احتمال زیاد از اعلام رای داوران در مورد یک فیلم به وجد اومده و تائید و خوشحالی

خودش رو از این انتخاب نشون داده  و کارگردان محبوب ما هم با دیدن این خوشحالی و شعف جودی فاستر 

تبسمی بر لبانش نشسته.... ای دوست فرهیخته و با سواد من  

 

امیدوارم اگه واقعا دوست داری به شغلت ادامه بدی کمی مطالعه کنی و به شعور مردم ایران توهین نکنی

شاید بعضی ها خارج از ایران نرفتن و یا کناب نمی خونن و...... اما همه اینجوری نیستن

یکی هم پیدا میشه که سوتی جنابعالی رو افشا کنه....

اگه هم نمی تونی خودت رو به روز کنی بهتر مشاغل دیگه ای رو امتحان کنی

 

پ.ن: امیدوارم به زودی اصغر فرهادی رو با اسکار ببینیم


مشکل کجاست؟؟؟؟ (تجربیات یک مغازه دار - قسمت دوم)

مطلبی که می خوام بنویسم یه سوال مهمه که ذهنمو مشغول کرده

تو همه جای دنیا (به جز ایران) زنها با شوهرهاشون میرن به مغازه تا برای خودشون و

شوهرانشون لباس زیر بخرن.... ویا حتی خانوادگی میرن....

چون لباس زیر تفاوتی با بقیه لباس ها نداره.......

(البته تازگی ها در بعضی جاها آقایون با زنهاشون میتونن به فروشگاه برن)

سوال من اینه چرا تو این مملکت لباس زیر رو کالایی غیر شرعی و خلاف و...

میدونن و شغل ما رو تو مایه قاچاقچی و مواد فروشی میدونن؟

از اون هم جالب تر برخورد مردم و از اون توهین آمیز تر برخورد برخی از ارگان ها مثل

اداره اماکن با شغل ما هستش....

تمام وارد کننده ها و پخش کننده ها و تولید کننده های لباس زیر آقایون هستن.....

لباس زیر های ترکیه ایی تماما با جعبه و کاتالوگ هستن...

و اساس کار ما با این دو عامله...

از روی کاتالوگ ما فرم لباس زیر رو میبینیم و همین طور اگه کاتالوگ نباشه از

عکس روی جعبه....

اگر هم بخوایم محصول جدیدی رو وارد کنیم

 باید سایت ها رو ببینیم و آدرس ها و کد ها رو در بیاریم به وارد کننده بدیم تا برامون بیاره

این فرآیند امری کاملا عادی برای همه اعضای این صنفه.... الان یه سری افراد

ممکنه بگن که ما افرادی بی خدا و کافر و هیز و ... هستیم... در حالیکه اگه صنف ما رو

از نزدیک ببینید متوجه میشید خیلی از بچه حزب اللهی ها هم همکار ما هستن...

کسانی که حتی نماز شبشون ترک نمیشه....

دوستان این شغل ماست....

از این راه درآمد کسب میکنیم و سر سفره خونواده هامون میبریم...

مثل یه دکتر که هر روز بدن بیمارانش رو میبینه و براش کاملا عادیه....

(تازه اینکه یه لباسه) واقعا اگه کسی جز این فکر کنه بیمار روانیه...

 

مطلبی که باعث دلخوری من و خیلی از هم صنف های من میشه:

۱. اگه تو بار کاتالوگ بیاد...گمرک میگیره... میگن خلاف شئوناته....

اگه این طور باشه کتاب های پزشکی بخصوص رشته های زنان که

خیلی مستهجن تر و غیر اخلاقی تره!!!!

 

۲. اداره اماکن که برخورد های سلیقه ایی میکنه...

۳.خیلی از سایت های شرکت های تولید کننده لباس زیر که بسته شده!!!!

واقعا چرا؟؟؟ چرا پس سایت های پزشکی رو نمی بندن؟؟؟؟؟

۴.دوستان و برادرانی و خواهرانی که فکر میکنند از همه مسلمون ترند و هیچ بنده خدایی به جز خودشون دین دار نمی دونن همچنین.... اونها  همبا رفتارهای افراطی و غیر منطقی خودشون به شغل

ما توهین میکنن اونم جای خود... تو برخی از سایت ها همچین با آب و تاب مینویسن که آی

مردم...چرا مردها چنین شغلی دارند که گویا ما داریم مواد می فروشیم....

یا کاری منافی عفت میکنیم و یا به زنان بی حرمتی می کنیم...حالا خوبه اکثرا فرئشنده خانم دارند (مثل مغازه خودمون) و گرنه خون به پا میکردند....

متاسفم برای دوستان...

فقط یه سوال: دوستانی که این جوری میگن...

وقتی میرن داخل خونه و روی بند های رخت لباس زیر خواهر و مادر خودشون رو می بینند...

چه عکس العملی انجام میدن؟؟؟؟؟؟

آیا بین لباس زیر و بقیه لباس ها مثلا شلوار و دامن و جوراب تفاوتی هست؟؟؟


Weblog Themes By Pichak

اول از همه اینو بخون


هنوزم جفنگ میگم... اما سعی میکنم فکر هم بکنم....گاهی هم کتاب بخونم....یه سالی هست مغازه دارم...چند ماهی هست نامزد کردم.... سعی میکنم راجع به اون چیزی که میدونم بنویسم

پيوندهاي روزانه

!-- Begin WebGozar.com Counter code --> New Page 1