سال نو.... شعار های نو
امیدوارم سال خوبی پیش رو داشته باشید (از باقی تعارفات هم میگذرم)
اما موضوعی که می خوام در مودش بحث کنم نام گذاری سال ها و اتفاقات بعد از اون هستش
۲-۳ سالی میشه که نامی که سال ها یدک می کشند به موضوعات اقتصادی مربوط میشه:
همت مضاعف.... جهاد اقتصادی و امسال هم که تولید ملی و... هستش
من با نفس نام گذاری و محتوای اون مشکلی ندارم
مشکل از روز دوم فروردین شروع میشه به نظر من....
مدیران و وزرا و روسا و اتاق های فکر و استراتژیست ها میشینن هی زور می زنند
و هی زور می زنند و آنقدر زور می زنند که به این شعار بال و پر بدهند و از درون آن نظرات
من در آوردی و حرف های صد من یه غاز در بیاورند و همین طور که به سمت ۲۰ فروردین که پیش
میریم برای شعار مربوطه٬ سمفونی و ترانه و غزل و قصه و کتاب و هزار کوفت و زهر مار
تولید میشه و باز هم همین طور همه عزیزان مشاهده می کنند تمامی این داستان شعار گونه هست
کم کم مجلس هم باز میشه...جلسات هئیت دولت هم راه میوفته...
آقایون تصمیم میگیرند که کار گروه تشکیل بدن...سازمان براش درست کنن...فراکسیون بسازند
خلاصه با این داستان ها (به اضافه بودجه سال که الحمد لله هر سال یه جوری میاد که تصویبش به سال بعدی موکول میشه) سر گرم میشن تا تقریبا مرداد و شهریور و همچنان هم شعار ها جریان داره
البته بماند که توی تابستون ماه رمضون هستش و فعالیت های مردم ۷۰-۸۰ درصدی تحلیل میره
خلاصه که پاییز میشه و تا میان که این شعار ها رو عملی بکنن دیگه هوا رو به سردی میره
کم کم محرم و صفر از راه میرسه و دوستان کلا دو ماه کرکره ها رو میکش پائین
صفر هم که تموم بشه حالا می خوان بودجه سال بعد رو بنویسن و بعدش هم که شب عیده و.......
خلاصه که روز از نو روزی از نو.... و این داستان باز و باز تکرار میشود
فقط این وسط یه مقدار رادیو و تلویزیون و بعضی رسانه های وابسته گروه های مختلف حزبی شروع میکنن به بوق و کرنا کردن که:
ای ملت ایران رئیس فلان اداره امروز فیل هوا کردن....در راستای تحقق شعار سال
آی مردم ....ما براتون خبر خوش داریم که کامتون شیرین بشه....توالت های مسجد شاه(بازار تهران)
رو با همت نخبگان و تولید گران داخلی به صورت تماما دیجیتالی در آوردیم...
دوستان خیال پرداز و عاشق میکروفون و مصاحبه مثل استاد !! قدیری ابیانه و یا از ما بهترونی مثل برادر عزیزمان ملک التجار!! جناب عسگر اولادی هم میان رادیو اقتصاد
و قصه حسین کرد تعریف می کنن و هی میگن :ملت چرا کار نمی کنین...بیاین کار کردن رو از ما یاد بگیرین ما سقف آسمون و میشکافیم...چرا جوانان ما پای یه مرغ و نمی تونن ببندند و از این حرف ها
بگذریم...اگه بخوام بنویسم باید مثنوی هفتاد من کاغذ بهم ببافم...باورتون نمیشه بعضی روزا که رادیو اقتصاد یا رادیو جوان گوش میدم (بیشتر تو ماشین)٬ از بس که حرف مفت به خورد ملت میدن بعضی ها
دوست دارم سرم رو بکوبم تو شیشه ماشین!!!!
همه اینها رو که گفتم خواستم یه سری پیشنهاد های صادقانه به عنوان یه جوون ایرانی که داره توی این مملکت زندگی میکنه و با اصناف مختلف سر و کار داره (مثل خیلی از شما عزیزانی که این مطالب رو می خونید) ارائه کنم و همینطو از همه بخوام که تو کامنت ها بیان و حرف ها شون رو بزنند
۰)اولا باید بگم که از مقامات بالای سیاسی (رئیس جمهور٬رئیس مجلس و وزرا و ...) که بیشتر نقش امضا کننده و ابلاغ کننده قوانین رو دارند این انتظار نمیره که خودشون برن تحقیق کنند و یا دنبال کنند این حرف ها که من می نویسم
اولا چون وقت ندارن...
ثانیا معمولا این کار ها رو به عوامل پائین تر ارجاع می دن که همه می دونیم وقتی کاری رو بدیم کسی دیگه برامون انجام بده چی از آب در میاد....
ثالثا این جور مقامات نمی تونن هر روز با کلی محافظ و خدم و حشم به این طرف و اون طرف س بزنن
در نتیجه روی صحبتم با کارمندان جز ٬مدیران میانی٬مدیران کل و...تا معاونین وزیران هستش
البته افرادی هم که ادعای فکر کردن و استراتژی تولید کردن دارند هم مشمول این داستانند...
بیشتر دوستان مجلس نشین هم بدلیل اینکه تو اقتصاد سر رشته ندارند از موضوع معافند
۱) وجدانا چند نفر از شما عزیزان می دونن که از بین عناصر موجود در جدول مندلیف
خبیث و فراماسونر!!! کدوم رو تو ایران داریم و کدوم رو باید وارد کرد؟
۲) چند درصد از شما دوستان می دونین همه که برای کالا های واسطه ایی که تو تولید کالا های دیگه
استفاده میشه نباید گمرکی زیادی گذاشت؟
۳) چند درصد از شما به این نتیجه رسیدید که باید سوبسید یا همون یارانه رو به تولید کننده میدادین
و نه به مصرف کننده تا قیمت تموم شده پائین بیاد و قدرت رقابت بالا بره و همین طور صادرات بیشتر بشه (مثل کشور دوست و برادرمون چین)
۴) کدومتون به این نتیجه رسیده که خود کفایی ۱۰۰ درصد حرف بی معنی هستش و اینکه همه کشور ها باید همه چیز رو خودشون تولید کنند اساسا امکان نداره؟؟
پ.ن: مثال برای دوستانی که باور ندارند می گم که خیلی از کشورها پنبه رو از پاکستان و یا کشور هایی که پنبه کار هستند می خرند
و یا عرف این هستش که چرم توی ایتالیا معامله میشه همه از اونجا میرن میخرن
یا اینکه همه می دونن که ساعت خوب سوئیسی هستش و بهترین ادکلن ها برای فرانسه هست
و هزار مورد دیگه... که نشون میده هر کسی را بهر کاری ساختند
۵) کیا میدونن که قواعد واردات و صادرات روی یه حساب و کتابی هست و یه انسان عاقل شب نمی خوابه
صبح بیدار بشه یه بخشنامه صادر کنه
مثلا سر موضوع واردات میوه که اول بیرویه وارد شد و بعد یه دفعه ممنوع شد
آخه برادر من این موضوعات رو حساب کتاب و ضابطه هستش...مثل همه کشورهای دیگه
میوه هایی که نداریم و یا آب و هوای ما برای تولیدش مناسب نیست و کشت گل خونه ایی هم توجیه نداره
مثلا انبه٬ آواکادو٬ پاپایا٫ رامبوتان و... رو می تونیم وارد کنیم
یا اینکه وقتی فصل میوه ایی تو کشورمون تموم شده هیچ اشکالی نداره برای حفظ تنوع بازار واردات کنیم
مثلا زمستون بریم از انگور یا گلابی بیاریم....تابستون بریم پرتقال وارد کنیم
۶) آیا هنوز به این نتیجه نرسیدین که برای بالا رفتن تولید باید به تحقیق و پژوهش بها بدین و به جای ساختن اسمهای من درآوردی مثل مشاغل شرکت های دانش بنیان و...
بیاین و وام خیلی کم بهره و یا بی بهره و حتی بلا عوض به کار آفرینان و محققین و افراد خلاق بدید٬ به جای اینکه کاغذ بازی رو زیاد کنید و وقتی کسی ایده ایی داره باید از هفت خان رستم بگذره یا از اون طرحی که داره!!! تازه اگه اون بنده خدا شانس بیاه و وقتی طرحش ثمر داد ازش استقبال بشه و یا دزدیده نشه
که دیگه طرف کلا به خاک سیاه میشینه
گفتنی زیاده ولی برای جلوگیری از سر رفتن حوصله ادامه حرف ها باشه برای بعد
البته خوشحال میشم که همه عزیزان یا هر دیگاهی بیاد نظر بده
کلام آخر: پیامم به افرادی که مثل استاد!!! دکتر!!! حسن عباسی و وارث بر حقش رائفی پور فکر
می کنند همه مشکلات ما از دشمن خارجی است٬ اینه که اول به خودمون و بعد به دور و بر خودمون نگاه کنیم وقتی همه اینا رو حل کردیم بریم دنبال اون دشمن خارجیه!!
والسلام
برچسبها: تولید ملی, شعار سال 91, شعار ها و وعده ها
